ادبیات تطبیقی دانش جوانی است که حدود دو قرن از پیدایش آکادمیک آن میگذرد. در تعریفی جامع ادبیات تطبیقی عبارت است از مطالعه ارتباطات بین ادبیاتِ فرهنگها و زبانهای مختلف با یکدیگر، از یک سو، و مناسبات ادبیات با سایر دانشها و هنرها، از سوی دیگر. با این تعریف میتوان ادبیات تطبیقی را در واژه ارتباطات یا تعاملات فرهنگی و ادبی در سطح بینالمللی خلاصه کرد. ادبیات تطبیقی به مثابه پلی است که جزیرههای منفک بشری را به هم مرتبط میسازد و از این راه به درک ما از و احترام به دیگری نقش بسزایی دارد. چرخش پارادیمی ادبیات تطبیقی نو از دهه هشتاد میلادی به مطالعات بینرشتهای، افقهای جدیدی در قلمرو مطالعات ادبی گشود از جمله: مناسبات ادبیات با فلسفه، جامعه شناسی، تاریخ، دین پژوهی، روانشناسی، محیط زیست، اقتباسهای سینمایی و بازیهای رایانهای از آثار ادبی، ادبیات و ترجمه، ادبیات پسااستعماری، ادبیات مهاجرت، ادبیات و مطالعات فرهنگی و حوزههای پُرشمار دیگری. در دنیای معاصر ادبیات تطبیقی توانسته است با انعطافپذیری و سازگاری با فناوریهای نوآورانه رایانهای و دیجیتالی به عرصه مطالعات بینرسانهای و فرارسانه ای ورود پیدا کند که از آن جمله میتوان به مطالعات تطبیقی روایتشناختی و شخصیتپردازی در رسانه های نوظهور امروزی اشاره کرد. در عصر دیجیتال و هوش مصنوعی روش پژوهش در مطالعات ادبی تغییرات بنیادی یافته است. امروزه، چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم، باید از فناوریهای خلاقانه متناسب با زیستبوم فرهنگی خود در آموزش و پژوهش ادبی استفاده کنیم. علوم انسانی و ادبیات دیجیتالی دیگر تفنن نیست، یک ضرورت حیاتی است و نیاز به سرمایهگذاری کلان و اندیشه و راهبرد آیندهنگر دارد. ادبیات تطبیقی راهی است به سوی تعامل فرهنگی، شناخت بهتر خود و دیگری، برقراری صلح و دوستی و ارتباط بینرشتهای و کاربردی ساختن ادبیات و کارآفرینی گروهی با بهرهوری عالمانه از فناوریهای سرعتدهنده.
واژههای کلیدی: ادبیات تطبیقی، تعاملات بینفرهنگی، مطالعات بینرشتهای، کارآفرینی، خلاقیت